از اون حرفا! - ستون طنز روزنامه باني فيلم

 
 
 

 

پيشنهاد پرفسولي براي سينماي رسانه در جشنواره امسال   -- 30 / 08 / 1390

از زمان انتخاب «محمد خزايي» داراي برد فوق تخصصي دبيري جشنواره‌ها با سابقه طولاني، حتا قبل از پيدايش سينما!! ‍[توضيح: در تاريخ هنر آمده است كه وي از 5 سالگي جشنواره بازي‌هاي خانگي را در كوچه‌شان راه انداخته و خودش دبير آن بوده و از جيب پدر بعنوان اسپانسر استفاده كرده است!] كه ويژگي‌ منحصر بفردش. كار كردن در جمع اضداد است! [باور كنيد او توانايي آن را دارد كه در مراسم اختتاميه جشنواره معاونت سينمايي را كنار مدير عامل خانه سينما قرار دهد، در حالي كه هر دو در گوشي با هم حرف مي‌زنند و مي‌خندند!!]
مسأله اصلي ايشون نه كمبود فيلم است، نه پيدا كردن گروه انتخاب و داوري و تشريفات... . بلكه تمام نگراني اين عاليجناب دبيرزاده!
انتخاب سينماي رسانه براي اهالي مطبوعات و رسانه‌هاست، كه حضورشان براي پر رنگ كردن و رونق جشنواره الزامي و حياتي است.
بنده خدا حق هم دارد، چون طي دو سال گذشته، اكثر حاضرين در سينماي جشنواره كه معمولن با اهل و عيال هم تشريف مي‌آورند، تنها ارتباطشان با رسانه، همون كارت جشنواره بود و لاغير...!
بهر حال، چون اين روزها، همه از مصيبت مي‌گويند و هيچ كس راه حلي ارائه نمي‌دهد، بنده 3 پيشنهاد كاربردي دارم.
1- حذف سينماي رسانه- با اين دليل محكم كه هر كسي دوست دارد خبر تهيه كند، خودش برود در صف، چشمش چار تا بشود! بليت بخرد و ... .
تبصره- اين روش علاوه بر كاهش هزينه‌ها، يك تأثير جانبي جدي دارد و آن هم حذف دبير جشنواره است در ايكي ثانيه!! آنهم قبل از مراسم افتتاحيه.
2- صدور كارت خبرنگاري خانوادگي به تعداد كليه كاركنان ثابت، متحرك، رسمي، قراردادي، پيماني- شركتي و غيرشركتي كليه روزنامه‌ها، نشريات هفتگي، دو هفتگي، ماهنامه، سالنامه، سايت‌هاي مجاز و غيرمجاز و كليه عوامل خبرگزاري‌هاي رسمي، نيمه ‌رسمي و غير رسمي با تأكيد بر خبر تخصصي بودن همه آنها!
تبصره- اين روش علاوه بر خواص فراوان و دعاي خير باعث مي‌شود كه تمام سينماهاي جشنواره، سينماي رسانه باشد و اين خودش يك دستاورد مهم و جديد است كه بي‌سابقه است، اما حتمن براي دبير سوءسابقه ايجاد مي‌كند!
3- خيلي راحت و بي‌ دردسر و بدون مزاحمت، مثل چند سال پيش، همان سينماي فلسطين را به رسانه‌ها اختصاص بدهند ... . خلاص! از ما گفتن!
عزت زياد- پرفسول





شراكت براي بوسيدن روي ماه!
  -- 29 / 08 / 1390

راستش ما نمي‌دانيم كدام را باور كنيم. رشد روزافزون تماشاگران و رونق اقتصادي سينما به روايت آمار رسمي معاونت سينمايي، يا اضافه شدن به ليست سرمايه‌گذاران ورشكسته! در پايان هر فصل، بر اساس فرمايشات سخنگوي جامعه تهيه‌كنندگان مستقل!
اما از آنجاييكه ما كلن، خودمان را به خوش‌بيني مفرط زده‌ايم، اين خبر را بيشتر دوست داريم كه حوزه هنري با سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران براي «بوسيدن روي ماه» شريك شدند!
خودمانيم، اگر عنوان فيلم مثلن اين بود: وقتي ماه صورتش را گاز گرفت! باز هم حوزه هنري و شهرداري با هم شريك مي‌شدن؟!
از من بپرسين ، ميگم، عمرن! بوسه كجا، گاز گرفتن كجا؟





مسافری از هند!
  -- 23 / 08 / 1390

در خبرها آمده بود، رئیس رسانه ملی با حضور در شهرک سینمایی هندی ها از پشت صحنه یک فیلم هندی دیدار کرد!
در انتهای خبر هم آمده بود که ایشان (یعنی رئیس رسانه ملی، یعنی مهندس ضرغامی) در سر صحنه تصویربرداری یکی از فیلم های سینمایی در این شهرک حاضر شد و کارگردان و بازیگران و عوامل فیلم دسته جمعی با اظهار علاقه شدید!! به فیلم های ایرانی، گزارشی از نحوه فعالیت های خود را ارائه کردند!
چون فقط تا همین جای خبر برای ما ارسال شده و از مابقی ماجرای دیدار با همشهری ها یا همکاران آمیتاب پاچان خبری در دست نیست، پس ما هم بخشی از نامه همسر مرحوم فرهاد (خواننده قدیمی) را که در اعتراض به پخش آثار فرهاد از تلویزیون نوشته شده عینن می آوریم.
«.....اما مهم تر از این، پخش ترانه ها و آهنگ های فرهاد روی کلیپ های بسیار بی ربط است .... آخر چه معنی دارد که روی آهنگ گنجشکک اشی مشی .... کلیپی قرار دهند که در آن قناری در قفس است! آخر مگر معنی ترانه این است؟!»
در پایان امیدوارم بزودی و با بازگشت مسافری از هند بازار فیلم های هندی پیش از پیش رونق یابد.
ضمنن به دوستان جان توصیه می کنم آماده باشید بزودی با فیلم های عشقی و سوزناک هندی که یحتمل در حال دوبله است، یک شکم سیر گریه کنیم!
عزت زیاد، پرفسول





برنامه ریزی کیلوئی چند؟!
  -- 22 / 08 / 1390

خودمانیم چه دل خوشی دارند این جماعت لائیک غربی!
چند فقره از این بندگان خدا نشسته اند و برای برگزاری جشنواره ونیز در سال آینده میلادی (2012) برنامه ریزی کرده اند و در کمال وقاحت و سهل انگاری اعلام کرده اند که شصت و نهمین دوره این قدیمیترین فستیوال سینمایی جهان دقیقن روز 8 شهریور 91 (برابر با 30 آگوست 2012) را آغاز و در تاریخ 17 شهریور همان سال آینده (برابر با 8 سپتامبر 2012) اختتامیه را برگزار می کنند!
واقعن که این جماعت خوبان (این واژه خوبان بدلیل کثرت استعمال توسط مجریان فرهیخته تلویزیون تقریبن معادل دشنام شده است) چه حال و حوصله ای دارن... اووووووووووووووَه از الان برنامه ریزن کردن برای شهریور سال آینده!! بابا چه خبره مگه؟!
ما خودمان الان در ماه آذر هستیم و تقریبن، اگه مسئله ای پیش نیاد و اتفاق خاصی نیفته 4 ماه دیگه عید نوروز به سلامتی از راه می رسه، و ما دقیقن از 15 اسفند برنامه ریزی می کنیم برای تولیدات نوروز.... آخ که چه کیفی داره، تند تند و با عجله کار کردن و رساندن نوار سریال در ثانیه های آخر قبل از پخش!
عزت زیاد، پرفسول





مراسم تلفن سوزان!
  -- 21 / 08 / 1390

مدیر کل نظارت و ارزیابی فرآورده های آرایشی و بهداشتی سازمان غذا و داروی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی (ای جانم به این عنوان شغل که اگر زیر امضای معاون محترم قرار بگیره، خودش 5 خط صفحه رو اِشغال می کنه!) فرمودن: تبلیغات اقلام آرایشی و بهداشتی در ماهواره ها مورد تائید اداره کل نظارت و ارزیابی فرآورده های آرایشی و بهداشتی سازمان غذا و داروی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی نیست و برای محصولات آرایشی و بهداشتی که در ماهواره ها تبلیغ می شود، این اداره (یعنی اداره کل نظارت و ارزیابی فرآورده های آرایشی و بهداشتی سازمان غذا و داروی وزارت بهداشت درمان وآموزش پزشکی) هیچ گونه مجوزی صادر نکرده است!
اما نکته مهم این است که ایشان (یعنی مدیرکل محترم نظارت و ارزیابی فرآورده های آرایشی و بهداشتی سازمان غذا و داروی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی) فرموده اند: شماره تماسی که برای این محصولات ارائه می شود با هماهنگی وزارت ارشاد سوزانده می شود!!
راستش ما تا حالا فکر می کردیم، تلفن های افراد خاطی را قطع می کنند، و آنچه را که می سوزانند شامل، مواد مخدر کشف شده و درختهای باغ قلهک توسط سفارت انگلیس است!
بهرحال پیشنهاد من این است که، تمامی شماره های این افراد سودجو! و خاطی! را (که به گفته یک مدیر کل دیگر وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی هرگز بابت هیچ کدام از این دستگاههای بزرگ کننده و کوچک کننده و حالت دهنده و ... و جذاب کننده!! مجوزی صادر نشده است) جمع آوری و در سه شنبه آخر سال (یعنی چهارشنبه سوری) بسوزانند!
اولن چه آتیشی به پا میشه و دوماً، بعضی ها هم، یک جاشون حسابی می سوزه!!
راستی تا حالا شما شنیده بودین، تلفن رو بسوزنن؟!
عزت زیاد، پرفسول





پیشنهاد زمستانی پرفسول!
  -- 19 / 08 / 1390

زمین سرد است!
هوا سرد است!
تمام جاده ها سرد است
عجب سرد است!
چقدر سرد است!
......
ولی در این هوای سرد
هزاران (یا کمی کمتر)
فضای گرم برای تو درست کردن!
بلند شو، با زن و فرزند
(اگر مجردی، با دوستان قند)
برو فیلمی ببین!
کنسرت گوش کن!
یا تئاتری را تماشا کن!
......
خلاصه چون هوا سرد است
برو یک جای گرم
حال کُن!!
تعطیلات خوش بگذره!
عزت زیاد، پرفسول





میکرو موسیقی!
  -- 18 / 08 / 1390
در خبرها آمده بود که گروه تئاتر «لیو»، میکرو تئاتر اجرا می کند!
ظاهرن این ژانر نمایشی براساس داستانهای کوتاه خواهد بود که قابلیت نمایشنامه شدن را دارد.
چون قبلن میکرو فیلم داشتیم که البته خاصیتش چیز دیگری غیر از سینما و فیلم بود، و الان هم میکرو تئاتر دارد از راه می رسد، پیشنهاد می کنم میکرو موسیقی را بنام پرفسول ثبت کنید.
توضیح آنکه، میکرو موسیقی یک ذره دلینگ دلینگ با مقداری نی ناش ناش! می باشد که بزودی جزئیات آن را اعلام می کنم!
عزت زیاد- پرفسول





فوتبال کاملن پاک و سینما!
  -- 17 / 08 / 1390

اگه آقا مراد بود، همین اول کار می زد تو خال و می گفت: وارد ورزش نشو!!
اما ما یادمون هس که همین چند وقت پیش، یکی از مسئولان کمیته انضباطی منشورساز! گفته بود، فوتبال ما خیلی پاکه، از سینما هم پاک تره! (یا یه چیزایی تو همین مایه ها!!)
حالا با این ماجرایی که بروبچ پرسپولیس درست کردند و همه فوتبالی ها و غیرفوتبالی ها هم از اون باخبرن و همه هم دارن تاسف می خورن، باز باید گفت گلی به گوشه جمال سینما....
عزت زیاد، پرفسول





رابطه هنر و خوردنی ها!
  -- 15 / 08 / 1390
تازه ترین کشف اینجانب، رابطه بین هنر و چیزهای خوردنی است! قدیمی های سینما حتمن یادشون هست که می گفتن: هر کی یه بار چلوکباب سینمارو بخوره تا آخر عمر گیر سینماست!!
ضمنن همون قدیمی ها می گفتن، تئاتری باید خاک صحنه بخورد!!
بهرحال نظر به اینکه خوردن خاک، اونهم خاک صحنه ممکنه باعث بروز انواع و اقسام بیماریهای ریوی و گوارشی بشه، توصیه می کنم، حالا که وضع تئاتر زیاد خوب نیست، اهالی تئاتر، بجای گرد و خاک خوردن، برن توی سینما و چلوکباب بخورن. هم خوشمزه است، هم دائمی و هم بیماری ندارد!!
عزت زیاد، پرفسول





باور کنید راست میگم!
  -- 14 / 08 / 1390
باور کنید راست میگم، در خبرها آمده بود «غول برره» که قصد دارد نماینده مجلس شود، گفته است، مردم آبادان صندلی نمی خواهند، تریبون می خواهند!!
ضمن تشکر از جناب «غول برره» بخاطر حضور در عرصه سیاست، تقاضا داریم فی الحال ما را ارشاد فرمایند که وقتی مردم بجای صندلی تریبون می خواهند یعنی چی؟!
ضمنن از آنجائیکه «شیرعلی قصاب» امکان حضور در سیاست را پیدا نکرد، امیدواریم «شاعر برره» دومین کاندیدای هنری سیاسی باشد و با اشعارش حال مردم را جا بیاورد!
به قول «شاعر برره» خوب بید!!
عزت زیاد، پرفسول





قندون نامه!!
  -- 12 / 08 / 1390

باور کنيد اين ماجراي پرتاپ قندون توسط «حاج فرج» بدجوري داره منو قلقلک مي ده!
حتمن شنيدين، ايشون فرمودن، اگر کسي به من نگه حاجي، قندون رو پرت مي کنم به طرف کله اش!!
اين اشعار شب گذشته و پس از تفکر بسيار درباره قندون سروده شده، بخوانيد و حالش را ببريد!!
***
شنـديم ضـاربـي از تـوي زنــدون
شـکايت مي نمـود از دست قنـدون!
که اي جسـم پليــد مــــردم آزار
که پيش تو سرافرازه نمکدون
اگر دستم رسد به چرخ گردون
حسابت مي رسم اي دشمن دون
مرا يک شخص با نامم صدا کرد
فراموش کرد بگويد حاج فريدون!
همان لحظه رسيد از ره خشمم
به سويش من فرستادم دو قندون
يکي را بابت بي احترامي!
يکي هم چــون دلم را کرده بود خون
حالا آن شخص خاطي در کما هست
و من هم آمدم اينجا به زندون
.....
بدو گفتم، عزيزم، نازنينم، مهربانم
چرا هرگز نمي گردي پشيمون
اگر گفت حاج فرج آن حرف شيرين
بدون جدي نبود اون حرف عزيز جون
حالا بايد بدي کلي خسارت
اونم چي، بابت يک جسم بي جون
......
الهي يک کمي صبرم عطا کن
خجالت مي کشم از اين و از اون
عزت زياد، پرفسول





رابطه سينما و قندان!!
  -- 11 / 08 / 1390

جناب آقاي دکتر حاج فرج‌ا... سلحشور فرمودن، (البته به طنز که خوراک ما محسوب مي‌شود!) اگر کسي مرا غير از حاجي صدا کند با قندان به کله اش مي‌زنم!
به اين ترتيب اگر کسي ايشان را حاج فرج صدا کند، يک چايي قندپهلو مي‌خورد!
اگر حاجي خالي صدا کند، چايي با نبات مي‌خورد!
اگر حاج آقا صدا کند، چايي با خرما مي‌خورد!
و اگر کسي مثل ما ايشان را جناب آقاي دکتر حاج فرج‌ا... سلحشور زيد عزه صدا کند، حتمن يک قندان جايزه مي‌گيرد!
حاجي قندون رو بفرست!
عزت زياد، پرفسول





اين سينما است يا بازار ميوه و تره بار!!
  -- 10 / 08 / 1390

به نظر ميرسد ميوه جات نقش اساسي در عنوانهاي فيلم هاي ايراني دارد!
پس از فيلم هاي رنگ انار، درخت گلابي، چند کيلو خرما براي مراسم تدفين، ميوه ممنوعه، تهران انار ندارد وسيب سرخ حوا، تازگيها چشممان به «پرتقال خوني» سيروس خان الوند روشن شده!
بعيد نيست باين وضعيت بحراني براي عنوان فيلم ها و هم چنين علاقه فيلمسازان وطني به ميوه و صيفي جات بزودي اين فيلم ها رو هم ببينيم:
موز خال خالي!
خيارهاي مزرعه همسايه!
بالنگ ملنگ!
خرمالوهاي کن!
و چرا تهران خرما ندارد؟!
عزت زياد، پرفسول





تلويزيون «کراوات» را انتخاب کرد!
  -- 09 / 08 / 1390

توجه داشته باشيد يکي از موارد مهم و بيادماندني در شب عروسي، بستن کراوات يا پاپيون توسط آقا داماد مي باشد!
اين مسئله به قدري مهم است که گروه سازنده سريال شوق پرواز، مجلس جشن عروسي شهيد بابائي را دوبار ضبط کردند، يک بار با کراوات، يک بار با پاپيون! (چون به روايت همسر شهيد بابايي، ايشان شب عروسي پاپيون زده بود) دليلشان هم اين بود که ببينند موقع پخش، تلويزيون به کدام راغب تر است!
چند شب پيش که قسمت نهم اين سريال پخش شد، معلوم شد تلويزيون کراوات را بيشتر مي پسندد!!
عزت زياد، پرفسول





پرفسول و شاعران!!
  -- 08 / 08 / 1390

در خبر يکي از روزنامه ها خواندم، شاعران خارجي در يک پاساژ مقابل در ورودي دانشگاه تهران شعرخواني مي کنند! (دقت بفرمائيد، در يک پاساژ!!) اينکه شاعران کشورهاي دوست وهمسايه و غيرهمسايه از دانمارک، روسيه، بوسني، هرزگوين، کره جنوبي، عراق، فيليپين، نخجوان و کرواسي شعرهاي خود را به چه زباني مي خوانند و علاقمندان به شعر معاصر جهان، چگونه معاني اشعار را کشف مي کنند، خبري دردست نيست؛ اما نکته مهم اين است که از ايران هم شاعري در جمع وجود دارد که فاميليش اروپايي است، يعني «رسول يونان»!
جالب نيست؟!
عزت زياد- پرفسول





عذر خواهي به شيوه شهرداري!
  -- 07 / 08 / 1390
يه پيشنهاد:
ميگم؛ حالا كه شهرداري، بسازو بفروش ها رو موظف كرده و عادت داده كه روبروي جايي كه دارن ميسازن، يك پلاكارد بزنن و از اهالي محل بابت ايجاد مزاحمت عذر خواهي كنن، وزارت ارشاد هم سازندگان فيلمهاي سوپرماركتي!(ببخشيد،ويدئوي خانگي)را موظف كند ،روي جلد سي دي ها بنويسن ، از اينكه دو ساعت وقت شمارا تلف مي كنيم و روي اعصابتون راه ميرويم،عذر خواهي مي كنيم!
براي شركت در نظرسنجي اين پيشنهاد يكي از گزينه هاي زير را انتخاب كنيد
و به هر كجا كه دلتون خواست ارسال كنيد!
1-خيلي موافقم!
2-كاملن موافقم!
3-مگه نمي نويسن؟
4-بابا بيخيال!
عزت زياد :پرفسول





پرفسول و شاعران!!
 -- 05 / 08 / 1390
در خبر يکي از روزنامه ها خواندم، شاعران خارجي در يک پاساژ مقابل در ورودي دانشگاه تهران شعرخواني مي کنند! (دقت بفرمائيد، در يک پاساژ!!) اينکه شاعران کشورهاي دوست وهمسايه و غيرهمسايه از دانمارک، روسيه، بوسني، هرزگوين، کره جنوبي، عراق، فيليپين، نخجوان و کرواسي شعرهاي خود را به چه زباني مي خوانند و علاقمندان به شعر معاصر جهان، چگونه معاني اشعار را کشف مي کنند، خبري دردست نيست؛ اما نکته مهم اين است که از ايران هم شاعري در جمع وجود دارد که فاميليش اروپايي است، يعني «رسول يونان»!
جالب نيست؟!
عزت زياد- پرفسول





مردم بدانيد ،پرفسول را نبردند!
 -- 04 / 08 / 1390

آي مردم ؛ آي خوانندگان ، آي عزيزان ؛ آي ستارگان كه «باني فيلم» مي خوانيد؛ بدانيد و آگاه باشيد كه مارو كه «پرفسول «
هستيم براي مصاحبه با وزير محترم ارشاد همراه خودشون نبردن!
امروز كه مصاحبه چاپ شده؛ تازه جاي خالي پرفسول معلوم شده!
اين دفعه كه گذشت ؛اما اگه دفعه ديگه تيم «باني فيلم « مارو درمصاحبه هاي خيلي خيلي جدي! با افراد و مسئولين خيلي خيلي جدي! همراه خودشون نبرن؛ اونوخت ما در همين ستون كمتر از نيم وجب خودمون؛ سوالاتمون رو مطرح مي كنيم؛
تا يادم نرفته؛ عرض شود كه در غرفه «باني فيلم « در جشنواره مطبوعات، در مصلاي بزرگ تهران ، غرفه 173 منتظر ديدار شما
عزيزان نازنين هستم .ثشريف بياريد ،يك چايي با هم بخوريم.
راستي شنيدين؟ استاد انتظامي فرمودن ؛بازيگران زن سينما با فرهنگ تر از بعضي كارگردانها هستند .
بنده هم عرض مي كنم ؛ همينطوره استاد!
عزت زياد :پرفسول





آخر و عاقبت کوروش کبير!
-- 03 / 08 / 1390

از وقتي ماجراي ساخت فيلم کوروش کبير بر سر زبانها افتاد، تيترهاي عجيب و غريب هم شروع شد، مثل «کوروش کبير» در انتظار پروانه ساخت!
به نظرم بايد در ادامه منتظر اين تيترها هم باشيم.
- شکستگي پاي کوروش کبير هنگام سوارکاري!
- کوروش کبير اصلاحيه دريافت کرد!
- کوروش کبير در سرگروه آزادي!!
- کوروش کبير در باشگاه ميلياردي ها!!
عزت زياد- پرفسول





مناظره چي شده؟!
-- 02 / 08 / 1390

نظر به اعلام آمادگي صريح، قطعي، محکم و جدي معاون سينمايي در برنامه تلويزيوني سينمايي هفت، مبني بر مناظره با منتقدان سياست‌هاي جاري در سينما کدام گزينه در مورد عدم اجراي مناظره صحيح است؟
1- تلويزيون جا زده؟
2- آقا فريدون بي خيال شده؟
3- معاون سينمايي پيگير نيست؟
4- منتقدان از خير مناظره گذشته‌اند؟
5- همه چي آرومه؟
6- همه موارد!!
پاسخهاي خود را به هر جايي که دلتان خواست بفرستيد!!
عزت زياد و سوال‌هايتان بي‌شمار
پرفسول





رونمايي از قندون!!
-- 01 / 08 / 1390

از اونجائيکه هر پرفسولي حتمن يک دستيار داره، بنده هم با اجازه بزرگترا از ديروز يک دستيار ويژه استخدام کردم و امروز از ايشون خواستم که مقداري پارچه ساتن صورتي خوش رنگ همراه با روبان قرمز تهيه کند؛ تا ديدم قيافه اش شبيه علامت سوال شده، گفتم: قصد دارم از قندون جديدي که خريدم رونمايي کنم!
و از آنجائيکه بنده فرصت سوال کردن به کسي نمي دهم، توضيح دادم نظر به اينکه اين روزها از پوستر، تيزر، آلبوم عکس، آنونس، کتابي که قراره بعدن چاپ بشه! فيلمي که قراره بعدن ساخته بشه! و خيلي چيزاي مهم و غير مهم ديگه، بصورت پي در پي رونمايي ميشه، بنده هم قصد دارم از قندون جديدم که پلاستيکي، نشکن، مقاوم با طراحي فوق پست مدرن هست رونمايي کنم!
جاي شما خالي، قيافه دستيارم ديدني بود!!
عزت زياد- پرفسول

آرشيو ستون طنز

مهرماه 1390