از اون حرفا! - ستون طنز روزنامه باني فيلم

 
 
 

 

پرفسول خداحافظی می کند!  -- 23 / 09 / 1390

اولن: سلام خدمت همه دوستان و عزیزان
دومن: عرض ارادت خدمت همه اهالی هنر بویژه سینما که مدتی پرفسول را تحمل کردند بویژه آقای مسعودخان داودی، صاحب فرهیخته بانی فیلم که دراین مدت حتی یک «واو» هم ازپرفسولنامه کم نکرد.
سومن: برای جلوگیری ازهرگونه شایعه و اختلاف افکنی توسط دشمنان داخلی و خارجی!عرض می شود که این جانب، پرفسول به میل شخصی و بنا برارادۀ خودم! تصمیم گرفتم فعلن خداحافظی کنم!
چهارمن: باور بفرمائید نه کسی به ما گیر داده، نه فشاری بوده و نه درخواستی!
پنجمن: کمبود سوژه هم بحمدا... نداریم!
ششمن: فقط و فقط خسته ام! روحم «سرما» خورده!
هفتمن: چرا اینقدرتوضیح می دم؛ فعلن خداحافظ اگرعمری بود وحالی احتمالن برمی گیردیم. دعایم کنید که سخت به آن محتاجم.
عزت زیاد، پرفسول
***
بانی فیلم:
امروز آخرین نوشته از سلسله نوشته های دوست عزیز و گرامی مان، علیرضا غفاری را که در ستون ثابت این صفحه هر روز خودنمایی می‌کرد خواندید.
غفاری در مطالب طنزگونه اش به بسیاری از موضوعات، معضلات و مشکلات دنیای فرهنگ وهنر، اشاراتی هنرمندانه و صد البته موشکافانه داشت. هرچند بعضا این نوشته مورد پسند برخی قرار نگرفت وبسیاری را آزار داد و ناراحت کرد اما همه خوانندگان و مخاطبان روزنامه در مورد نوشته های این ستون بریک نکته اتفاق نظرداشتند و آن بی غرض بودن و مستقل نوشتن علیرضا غفاری – یا همان جناب پرفسول- بود!
مهم ترین دلیلی که می توان برای به پایان رسیدن این نوشته ها آن هم درظرف زمانی نسبتا کوتاه عنوان کرد، کثرت مشغله های علیرضا غفاری است؛ او مسئولیت هایی درمعاونت هنری دارد وهمچنان ازاعضای شورای مرکزی انجمن منتقدان نیزهست و چندین مسئولیت مشاوربودن هم از دیگرتعهدات حرفه ای اوست، مسلما به سامان رساندن همه این مسئولیت ها توان مضاعفی را می طلبد که نوشتن مطالب طنز و یافتن سوژه های متفاوت و متنوع می تواند برسنگین تر شدن بارمسئولیت های این دوست و همکار گرامی بینجامد.
ضمن سپاس و قدردانی ازعلیرضا غفاری که بارسنگین نگارش مطالب طنز را برعهده گرفت، به آگاهی خوانندگان محترم می رسانیم درآینده نزدیک گفت وگویی را با او درباره آسیب شناسی طنز در مطبوعات انجام خواهیم داد.
ضمنا همچنان امیدواریم که این دوری و غیبت غفاری تنها برای مدتی کوتاه باشد تا پس ازاستراحت و تجدید قوا، بازهم شاهد نوشته های خواندنی اش دربانی فیلم باشیم.
برای این دوست و همکار محترم وگرامی آرزوی موفقیت داریم.





یک پیشنهاد جنجالی!
  -- 21 / 09 / 1390

عجیب نیست؟!
ظاهرن در سینمای ایران همه ناراضی اند، از فیلمنامه نویس تا کارگردان، از طراح تا گریمور، از مدیرتولید تا پخش کننده، از سیستم تولید تا سیستم اکران!
مگر می شود؟هر کسی مصاحبه می کند می گوید: یک جای کار ایراد دارد یا دربهترین شرایط می گوید، بعدن خواهم گفت!
و این در حالیست که هر روز چند فیلمنامه ثبت می شود، پروانه ساخت صادرمی شود و همه هم درحال کارکردن هستند!
خُب داداش، اگر ناراضی هستی چرا کارمی کنی؟ چرا درخواست پروانه می دی؟! من می دونم مشکل کار کجاست! مشکل آنجاست که ما بیش از اندازۀ ظرفیت سینمایمان و سینماهایمان کارگردان تولید کرده ایم!
آخه وقتی ظرفیت نمایش ما 50 فیلم درسال است، 500 تا کارگردان می خواهیم چه کنیم؟!
راه حل هم دارم! بهترین راه صادرات کارگردان هاست به کشورهایی که کمبود دارند! هم ارزآور است هم آمار صادرات را بالا می برد!
امتحان کنید، ضرر ندارد!
عزت زیاد، پرفسول




توصیه های ایمنی پرفسول برای نویسندگان!
  -- 19 / 09 / 1390

ای عزیزان، ای نازنینان، ای نویسندگان، ای کسانیکه فکر می کنید تازه ترین، بدیع ترین، جذاب ترین و کامل ترین قصه جهان از نوک قلم شما تراوش شده! لطفن توصیه های زیر را جدی بگیرید!
1- قصه تان را برای هیچ کس تعریف نکنید، حتی خودتان!
2- همزمان با ثبت فیلمنامه، حتمن دو نفر شاهد عادل هم گیر بیاورید برای امضای ثبت با سند برابراست!
3- هرگز به قول و قرارشفاهی مدیران تلویزیون اعتماد نکنید، حتمن سند محضری بگیرید. شخصن تا حالا چندین طرح داشته ام که کُلهم اجمعین کپی برداری شده و خلاص! سند هم دارم!
4- هیچ وقت فیلمنامه خود را قبل از ثبت به دفاتر سینمایی ندهید! چرا؟
مرد حسابی اینم سوال بود که پرسیدی؟ خب معلوم دیگه!
5- اول تکلیف تان را با یک شورا مشخص کنید، بعد به شورای دیگری بروید!
6- وقتی برای کارتان اصلاحیه می نویسند، معنایش این است که قید آن کار را بزنید!
7- وصیت آخر، فقط در یک صفحه دست نویس با خط کج و کوله، خلاصه طرح را رو کنید، اگر خوششان آمد و قرارداد نوشتند، کل فیلمنامه را فردا ببرید و قسط دوم را بگیرید!
از ما گفتن!
عزت زیاد، پرفسول





دست مريزاد !!
  -- 10 / 09 / 1390

اين عجيب نيست ؟!
در حاليكه عطسه يك بازيگر درجه سه سر صحنه فيلمبرداري ،خبر اول نشريات زرد مي شود، يك گروه سينمايي توانسته فيلمش را بدون سرو صدا ،هياهو و حاشيه تمام كند!
تازه اسم فيلم هم هست، «تلفن همراه رييس جمهور»!
باور كنيد اين گروه دست مريزاد دارد...
عزت زياد - پرفسول




اول خودمان بعد ماهواره!!
  -- 10 / 09 / 1390

آقای امراله احمدجو(کارگردان) فرموده اند:
شرکت سروش با اجازه خودش سریال «روزی روزگاری» را هر طور خواسته جرح و تعدیل کرده است و من ناچار می شوم هزینه کنم و برای اطرافیانی که توقع دارند نسخه امضا شده سریال را هدیه کنم!
ایشان در ادامه فرموده اند: آثارمان را به اجبار! برای تائید به شورايي می دهیم و بعد می بینیم که شورا به مثابه خوان یغما می شود و حتی ممکن است فیلمنامه مان را بردارند و با تغییر وضعیت صحنه ها، آن را بسازند!!
پرفسول عرض می کند که:
1-ماهواره ها فقط فیلم های تولید شده را برمی دارند و نمایش می دهند و به فیلمنامه های در حال نگارش کاری ندارند!
2- به این اقدام، یعنی کپی برداری از آثار دیگران می گویند سرقت ادبی!
3-با آقای احمدجو موافقم، اول خودمان را اصلاح کنیم، ماهواره پیشکش!!
عزت زیاد، پرفسول





واقعن که!
  -- 09 / 09 / 1390

لطفن این خبر را دوباره با من بخوانید:
مدیر شبکه سه سیما گفت:
سری جدید طنز خنده بازار از محتوای بهتری برخورداراست و تلاش کردیم تا در آن کسی را دلگیر نکنیم!
وی ادامه داد، سعی ما این است در سری جدید به فرد حقیقی توهین نشود!
واقعن که؟! یعنی قبلن این اتفاق ها می افتاد؟!
عزت زیاد، پرفسول





بيچاره تلويزيون!
  -- 08 / 09 / 1390

امروز حسابي دلم براي تلويزيون سوخت!
اين بندگان خدا (مديران تلويزيون) همه تلاششان را مي کنند تا به هر شکل ممکن مخاطبان جان را پاي گيرنده هاي داخلي نگاه دارند!
از پخش مستقيم مسابقات فوتبال ، بسکتبال، دوچرخه سواري، اتومبيلراني و برف بازي(توجه: ما به اسکي مي گوئيم برف بازي!) تا پخش مستقيم و لحظه به لحظه مراسم عزاداري از اماکن متبرکه.
آنوقت کسي پيدا مي شود و مي گويد، چون اين برنامه ها جذاب است و مردم از خانه ها خارج نمي شوند بهتر است در ايام محرم تلويزيون برفک!! پخش کند.
امروز حسابي دلم براي تلويزيون سوخت!!
***
پاسخ ضروري به برادر هژير از سنندج در مورد نامه‌اش
1- هژيرجان شما اصولن چرا اخبار تهران را دنبال مي کنيد، مگر ما اخبار سنندج را پيگيري مي کنيم!
2- عُمرن ما وارد بحث هاي اينجوري بشويم! افتاد؟!
عزت زياد، پرفسول





کوروش کبیر را معطل نکنید!!
  -- 07 / 09 / 1390

جعفری جوزانی، کارگردان فیلم «کوروش کبیر» گفته:
می گویند مشکلی ندارند، اما باید مقامات بالا اجازه دهند!
برای ترجمۀ کامل جمله فوق باید به این کلمات و معانی آن هم توجه کنید (به این می گویند کشف المعانی!)
«می گویند» یعنی: بعد از مدتی دوستان لطف داشتند و به من زنگ زدند!
«مشکلی ندارند» یعنی: آقای حبشی، دوست خوبم این فیلمنامه را دوست داشتند!
«اما باید» یعنی: نمی گویند مشکلات چیست، می گویند باید از مقامات بالا سوال شود!
علی معلم، تهیه کننده فیلم هم گفته است:
این پروژه ای است که قبل از ساخت 5 هزار ایمیل در مورد آن دریافت شده.
حالا با توجه به همۀ مطالب گفته شده و گفته نشده، ما برخلاف تهیه کننده و کارگردان که فقط منتظر یک کلمه «موافق» یا «مخالف» هستند، فقط یک خواهش داریم و اون اینکه بالا غیرتن کوروش کبیر را معطل نکنید، حوصه اش سر میره ها!
از ما گفتن!
عزت زیاد، پرفسول





مصاحبه پرفسولی!
  -- 06 / 09 / 1390

لطفن به این دو مصاحبه توجه فرمائید:
1- شب- داخلی- استودیو تلویزیون
فرد موردنظر مقابل دوربین تلویزیون با لبخند ملیح و خطاب به مجری مهربان:
جشنواره کودک امسال شاهکار بود، بی نظیر؛ 16فیلم جدید یک رکورد بود؛ آنقدر بچه های اصفهان خوشحال بودند که نگو؛ بچه ها از سرو کول هنرمندان بالا می رفتند؛ جای شما خالی، خیلی خوش گذشت.
2- روز- داخلی- دفتر کار
همان فرد در مصاحبه با یک روزنامه اون طرفی همراه با عکس ویژه شامل اخم فراوان و دستانی که مخاطب را تهدید می کند:
امسال در جشنواره هیچ شور و شوقی نبود، تقریبن سینماها خالی و تعطیل بود؛ کل16تا فیلم هم سفارشی ساخته شده بود؛ فضا دلگیر بود؛ خیلی ها هم نیامده بودند، خلاصه خوب شد شما هم نیامدید!!
***
بنده حقیر سراپا تقصیر تازه فهمیدم که اظهارنظر در یک مورد خاص بستگی کامل دارد به رسانه موردنظر، مصاحبه کننده موردنظر و خلاصه حال موردنظر! (اگر قبول ندارید، تشریف بیاورید، نمونه اش را تقدیم کنم!!)
عزت زیاد، پرفسول





پرفسول قاطی می‌کند!!
  -- 05 / 09 / 1390

جان من نگاه کنید، ببینید در سینمای ایران چه خبره؟!
انجمن بازیگران از یک کارگردان شکایت کرده! چرا؟! یعنی شما نمی دونید؟!
یک بازیگر گفته، پس از انتشارخبر خودکشی یک دختر 20 ساله، خیلی از خبرنگارها با من تماس گرفته اند!! در حالیکه این موضوع اصلن به من مربوط نمی شود و چنین چیزی وجود ندارد، اگر چنین اتفاقی توسط بنده صورت گرفته بود، مطمئنن صداو سیما اجازه فعالیت به من را نمی داد!!
تازه مدیر اجرایی یک تالار درتهران گفته: موضوع و محتوای مراسم فرش قرمز بسیار واضح است! این مراسم اصلن هنری نیست، بلکه اتفاقاتی که رخ می دهد، بیشتر مطرح کردن مباحث تجاری و مد لباس است و اصلن مباحث هنری سینمایی مطرح نیست!!
حالا شما جای من، جان من قاطی نمی کنید؟!
عزت زیاد، پرفسول





سینمای خوردنی!!
  -- 03 / 09 / 1390

این جانب امروز می توانم بسیار محکم و قاطع عرض کنم که:
سینمای امروز ایران، به شدت به ذائقه مخاطبان اهمیت داده و براساس علایق هموطنان تولیدات خود را عرضه می کند.
بر این مبنا شما اگر حوالی ظهر (ناهار) قصد رفتن به سینما دارید حتمن فیلم «پیتزا مخلوط» را ببینید.
اگر بعد از ناهار تشریف می برید، پرتقال خونی را بخورید(ببخشید، ببینید) و چنانچه پس از ناهار و میوه هوس نوشیدنی داشتید، اول چای داغ برای خودتان بریزید و بعد یه حبه قند بندازین بالا (بازهم ببخشید، آن را ببینید!!)
به این می گن، سینمای خوردنی!!
عزت زیاد، پرفسول





آقازاده هاي سينما!
  -- 02 / 09 / 1390

يکي دو شب پيش در برنامه پارک ملت، به مناسبت جشنواره فيلم کودک اصفهان چند نفري ميهمان برنامه بودند که در ميانه بحث اشاره اي شد به اينکه فرزندان هنرمندان براي حضور درعرصه هاي هنري و بويژه سينما بايد تلاش مضاعفي بکنند تا:
1-از زير سايه پدر و مادرهنرمندشان بيرون بيايند
2-بتوانند خودشان را به بهترين شکل اثبات کنند
در اين بحث، دوستان عقيده داشتند که فرزندانشان ازاين بابت بسيار درفشارهستند!
در حاليکه غرق در تماشاي اظهارات شگفت اين عزيزان بودم، تلفن نازنين ما (توجه: ما به تلفن خودمان مي گوئيم نازنين!) به صدا درآمد و يکي از دوستان (غيرهنري) درخواست کرد که با فرزندش حرف بزنم.
بنده هم گفتم چشم و گوش دادم!
آن پسرجوان مي گفت: من درحال تحصيل دررشته سينماهستم و تا حالا حتي يک دوربين فيلمبرداري 35ميليمتري را از نزديک نديده ام، چگونه است با اين که آقايان فرزندانشان براحتي (بدليل رانت پدرومادر) وارد عرصه بازيگري، گريم، آهنگسازي و حتي کارگرداني مي شوند و در همان ابتداي کار سر از جشنواره ها درمي آورند، بازهم مي گويند فرزندانشان تحت فشار هستند؟
سوال هفته: چه کساني تحت فشار هستند؟!
عزت زياد، پرفسول





بلیت سینما با فیش حقوقی!!
  -- 01 / 09 / 1390

آقای علم الهدی، چند روز پیش در همین بانی فیلم پیشنهاد داده بود قیمت بلیت سینماها براساس چند شاخص از جمله توافق پخش کننده و سینما دار، منطقه جغرافیایی، چینش صندلی ها و .... باشد.
بر این اساس آنها که درآمد بیشتری دارند می‌توانند در روز دلخواه، ساعت دلخواه و صندلی دلخواه خودشان فیلم ببینند!
پیشنهاد ما هم این است که برای جلوگیری از بروز هر نوع سوء تفاهم بین تماشاگران و صاحبان سینما، هر کس می خواهد به سینما برود فیش حقوقی اش را هم همراه داشته باشد، تا چنانچه خدای ناکرده تماشاگر عزیز زیرخط فقر بود، اون ردیفهای جلو یک جایی براش دست و پا کنند!!
عزت زیاد، پرفسول