شنبه 08 بهمن 1390- شماره 2186

 

-------// سينماي ايران //---// تلويزيون //---// تئاتر //---// فرهنگي //---// سينماي جهان //---// راهنماي باني فيلم //-------

 
 
 

به استقبال فيلم‌هاي سال 2012 – اين شماره؛ آثار كميك استريپ
شكوه بازگشت «ابر قهرمانان» خيالي

وصال روحاني
در ادامه سال 2012 شاهد اكران جديدترين اقتباس‌هاي سينمايي از روي اسپايدرمن و بت‌من خواهيم بود و اين بار حتي ايرون‌من، هالك، تور، بلك ويدو و هاوك اي دست به يك همكاري جمعي و مأموريت گروهي مي‌زنند!
سال 2012 كه مي‌رويم ماه نخست آن را به پايان برسانيم و هنوز بيش از 11 ماه آن باقي‌مانده است، سالي سرشار از فيلم‌هايي تازه درباره چهره‌هاي به اصطلاح قهرمان و بزرگ و مشهور و ابرقهرمان خيالي كميك استريپ‌ها خواهد بود، اما تقريباً تمامي اين فيلم‌ها قسمت‌هاي جديد سري فيلم‌هاي متعددي خواهد بود كه پيشتر راجع به اين قهرمانان ساخته و عرضه شده‌اند و چون فروش زيادي داشته‌اند، استوديوها را به صرافت ساخت قسمت‌هاي تازه و دنباله‌هايي ديگر پيرامون آنها انداخته‌ است و اين طرح‌ها در نهايت اجرايي شده و فيلم‌هاي متعددي را درباره قهرمانان معروف كميك استريپ‌ در ادامه سال 2012 فراهم آورده كه جملگي به نوبت اكران خواهند شد. بد نيست از آنها نام ببريم و اوصاف كوتاه آنها را بياوريم تا بيشتر مطمئن شويد كه امسال سال بازگشت نامداران اين عرصه و اكران ورسيون‌هاي تازه‌اي از آنها شامل بت‌من، اسپايدرمن، ايرون‌من، تور، هالك و حتي كت وومن خواهد بود. اين اكران‌ها و پخش جديدترين محصولات ساخته شده درباره اين قهرمانان، به شيوه و ترتيب زماني ذيل خواهد بود:
جايزه بگير جهنمي
اولين فيلم «ابر قهرماني» سال 2012 كه از 27 بهمن در آمريكاي شمالي پخش مي‌شود، قسمت تازه‌اي از سري فيلم‌هاي «Ghost Rider» خواهد بود كه اسم جنبي «روح انتقام» نيز به آن اطلاق شده است. نيكولاس كيج كه با بازي در اين سري فيلم‌ها در رل يك مرد ماجراجوي اجير شده عملاً از تب تند سال‌هاي اخير كميك استريپ‌ها معاف و مصون نمانده و پاي به اين عرصه هم نهاده اين بار نيز همان مرد جايزه بگير و در جستجوي گنج‌ها و معادن پنهان و همان موجود جهنمي‌اي است كه در قسمت‌هاي قبلي ديده بوديم. او اين مرتبه مأموريت دارد بچه‌اي را كه در چنگ شيطان اسير شده است، نجات بدهد.
اجتماع غول‌ها
مشخصه بزرگ فيلم جديد «انتقام‌گيرها» يا «انتقامجوها» كه از 15 ارديبهشت 91 در آمريكا و كانادا و 25 ارديبهشت در اروپا پخش مي‌شود، اين است كه چند قهرمان كميك استريپ و غول آشنا را به طور همزمان در خدمت دارد و بنابراين طرفداران هر يك از آنها به سالن‌هاي محل نمايش فيلم هجوم خواهند برد تا قهرمان محبوب خود را چه به طور انفرادي و چه در يك حركت جمعي در كنار ساير سلاطين كميك استريپ ببينند. اين سلاطين عبارتند از: ايرون من با بازي رابرت داوني جونيور، تور با ايفاي نقش از جانب كريس همزوورت، كاپيتان امه‌ريكا با بازي كريس اوانز، هالك با بازي مارك رافالو، بلك ويدو با فرو رفتن اسكارلت يوهانسون در قالب او و هاوك اي با بازي جر‌مي رنر، «Avengers» يا همان «انتقامجويان» كاراكتر نيك فيوري را هم دارد كه ايفاي رل او با ساموئل ال جكسون است و وي ليدر جمع و كسي است كه قهرمانان فوق را گرد مي‌آورد تا آنها را به جان برادر بد كردار و ناجور تور (با بازي تام هيدلستون) بياندازد و از كارهاي مضر او جلوگيري كند.
رابرت داوني جونيور كه بعد از گذراندن چند سال بد و كم ثمر در سينما با بازي در رل «مرد آهنين» و همچنين «شرلوك هولمز» در سال‌هاي اخير احيا و دوباره يك سوپراستار سينمايي شده است و در ايرون من فقط با ايده‌هاي توني استارك به عنوان خالق اين كاراكتر سر و كله مي‌زد، مي‌گويد بعد از آن درخشش‌هاي انفرادي جا داشت كه در يك حركت تيمي و به تبع آن در «انتقامجويان» ظاهر شود و در كنار چند قهرمان ديگر از طايفه و تبار خودش باشد و هر چند اين امر يك انطباق تازه و سخت را از وي مي‌طلبيد، اما او از عهده آن برآمده است.
او مي‌افزايد: «در دنياي قهرمانان كميك استريپ چهره‌هاي معدودي را مي‌يابيد كه قادر به برابري با ايرون من يا گشتن گرداگرد او باشند و «Avengers» اين شرايط نادر را فراهم آورده است. اين فيلم كمكي مناسب براي خود من نيز در زمينه كارهاي گروهي بود، زيرا هرچه باشد در انتظار تولد فرزند تازه‌ام هستم و من و همسرم و ساير اعضاي فاميل‌ام بايد براي اين حركت گروهي و پذيرش يك ميهمان تازه آماده شويم!»
اسپايدرمن بدون سم رايمي
فيلم بعدي از سري قهرمانان كميك استريپ كه در سال 2012 اكران مي‌شود و تاريخ شروع پخش آن 14 تير ماه 91 خواهد بود، قسمت تازه‌اي از «اسپايدرمن» است. بعد از كنار كشيدن سم رايمي كه كارگردان بسيار موفق هر سه قسمت نخست بود و همچنين عدم همكاري توبي مگواير كه رل مرد عنكبوتي را ايفا مي‌كرد، قسمت چهارم و تازه را اين سري آثار پر فروش و پر طرفدار را كه «اسپايدرمن شگفت‌انگيز» نامگذاري شده، مارك وب كارگرداني كرده و ايفاي رل اصلي نيز به اندرو گارفيلد سپرده شده است و اين بار او پيتر پاركر يعني همان دانشجوي ساده دل و دست و پا چلفتي است كه سال‌ها پيش با نيش زده شدن توسط يك حشره هرج و مرج طلب آزمايشگاهي، تبديل به موجودي بسيار قدرتمند و صاحب توان پرواز شده است كه در مواقع لزوم و استمداد طلبي انسان‌هاي تحت مخاطره، لباس قرمز و آبي عنكبوت نماي خود را به تن مي‌كند و مي‌تواند با تنيدن تارهايي از خودش و چسباندن آن به در و ديوار از مرتفع‌ترين عمارات هم بالا برود و دست به عمليات محيرالعقول بزند، «اما استون» كه در اين فيلم رل گرون استيسي را بازي مي‌كند، مي‌گويد: «مرد عنكبوتي، تحقق روياي هر بچه و جواني است كه دوست دارند براي اجتماع خود و وابستگان خود كارهايي بسيار بيشتر از آن چه را كه تا به حال انجام داده‌اند، به سامان برسانند. حال تصور كنيد كه جواني از اين دست ناگهان صاحب چنين تواني شود و نه هر توان معمولي‌اي بلكه قدرتي در حد اسپايدرمن و در آن صورت چه‌ها كه نخواهد شد. كافي است نوجوان بوده باشيد و چيزي را كه مي‌گويم حس كرده باشيد و كافي است در ايام جواني در كالج و دانشگاه توسط هم كلاسي‌هايتان به سبب ناتوان بودن تحقير شده باشيد و در آن صورت مي‌دانيد پر قدرت بودن چه نعمت و نياز مبرمي است و دستيابي به آن چه لذتي را در بردارد. با اين اوصاف خيلي‌‌ها با كاراكتر بينواي پيتر پاركر همذات پنداري مي‌كنند و دوست دارند اتفاقي كه براي او روي داده، شامل آنها نيز بشود هر چند همه مي‌دانيم كه اينها فقط يك قصه و خيال و روياست».
پس از ژوكر
فيلم كميك استريپ بعدي كه از اول مرداد 91 اكران خواهد شد، نسخه تازه «بت من» با نام «شواليه تاريكي بپا مي‌خيزد» است. اين فيلم سومين و احتمالاً آخرين مرتبه‌اي است كه كريستوفر نولان مرد خفاشي را از منظر تيره خود ارزاني مي‌دارد و دومين بار كه «بت من 6» را موجب شد و با نام «شواليه تاريكي» در سال 2008 به نمايش درآمد، چهارمين فيلم پر فروش تاريخ را به ارمغان آورد. يك فرق عمده كاراكتر بت من با ساير قهرمانان كميك استريپ ثروتي است كه او دارد و رفاهي است كه در آن زندگي مي‌كند و با اين وجود وي در خفا به كمك سايرين مي‌شتابد و با لباس مشكي و آبي مرد خفاشي در سطح شهر به پرواز در مي‌آيد تا صداي كمك خواهي ديگران را بشنود و دست به اقدام لازم در اين زمينه بزند. همچون «بت من»هاي 5 و 6 اين بار هم كريستين بيل رل مرد خفاشي را بازي مي‌كند و ايفاي نقش زن گربه‌اي نيز به آن هاتاوي سپرده شده است. در «بت من 6» هيث لجر استراليايي اسكار نقش دوم را به خاطر ايفاي چشمگير رل ژوكر يكي از دشمنان قديمي مرد خفاشي به خود اختصاص داد، اما او چند ماه بعد از اتمام فيلم در 28 سالگي درگذشته بود و در نتيجه 14 ماه بعد از مرگش وقتي نامش در مراسم اسكار براي دريافت جايزه‌اش آمد، وابستگان او به روي صحنه رفتند و اين جايزه را گرفتن و لجر مثل پيتر فينچ كه در سال 1976 براي «شبكه» اسكار نقش اول را گرفت، از معدود هنرمنداني شد كه بعد از مرگ به مهم‌ترين و تبليغاتي‌ترين جايزه دنياي سينما دست يافته است. اين بار نولان به اين رويكرد مجدد به ژوكر يا ساير دشمنان و بدخواهان معروف بت من با نام‌هاي آشناي ريلدر يا پنگوئن، كاراكتر بين (با بازي تام هاردي) را مقابل وي قرار داده است. براي دوستداران مرد خفاشي بين كاراكتري آشنا و همان كسي است كه در يك قسمت از داستان‌هاي بت من، كمر او را مي‌شكند و وادارش مي‌كند كه مدتي روي صندلي چرخدار حركت كند!
در نتيجه بايد بلافاصله پرسيد. اين بار سرنوشت مرد خفاشي در تقابل با اين مرد خطرناك چه مي‌شود و آيا راه نجاتي براي او متصور هست يا خير و اين مرتبه چه بلايي بر سر ستون فقرات او مي‌آيد؟! گري اولدمن معروف و بريتانيايي كه مثل نسخه بسيار سودساز سال 2008 ايفاگر رل جيم گوردون دوست نزديك و همكار مرد خفاشي در اداره پليس شهر است، از جوابگويي صريح و روشن به اين مسئله ابا دارد. وي در اولين ماه از سال 2012 مي‌گويد: «از ما بازيگران فيلم و ساير عوامل تهيه آن اكيداً درخواست كرده‌اند، چيزي از موضوع دقيق فيلم و اتفاقات آن تا قبل از شروع پخش آن نگوييم و رازها را بر ملا نكنيم. فقط مطمئن باشيد و اين را بدانيد كه اين بار هم يك داستان بسيار جالب و جذاب دستمايه كار ما بوده و بت من و اطرافيانش سر و صداي زيادي به پا خواهند كرد. اين يك بازگشت و حتي وداع پر شكوه براي اين ابر قهرمان خيالي است.»
امكان ندارد
البته فقط در صورتي مي‌توانيم اين را يك خداحافظي براي بت من بدانيم كه پس از پايان عصر كريستوفر نولان در اين سري فيلم‌ها، كس ديگري در پي ساخت قسمت‌هاي بعدي آن بدون مشاركت اين كارگردان نوجو (كه پيشينه ساخت فيلم بسيار موفق «Inception» را هم در كارنامه‌اش دارد) نباشد چيزي كه بسيار بعيد است روي دهد. همان‌طور كه توضيحات فوق و سري مطلب‌هاي استقبال از فيلم‌هاي سال 2012 نشان مي‌دهد، اقتباس‌هاي سينمايي كميك استريپ‌ها بسيار مورد توجه و پر فروش‌اند و امكان ندارد در سال‌هاي بعدي هم كسي به سراغ آنان نرود، همان‌طور كه بد خواهان بت من هيچگاه دست از سر او بر نداشته‌اند!
منبع: L.A.Times
 

 

به استقبال فيلم‌هاي سال 2012 - اين شماره: آثار سنگين و جدي
دي‌لوييس، لينكولن مي‌شود، دي‌كاپريو، گتسبي

براي ديدن ليست كامل فيلم‌هاي جدي و عميق و معناگراي استوديوهاي سينمايي براي ادامه سال 2012 بايد صبر پيشه كرد، زيرا آنها مايل نيستند طرح‌هاي اسكار خود را از حالا رو كنند و از طرف ديگر خودشان نيز نمي‌دانند كدام طرح‌ها و تغييرات در راه است.
در ميان فيلم‌هاي در نظر گرفته شده براي ادامه سال 2012 كمترين اطلاعات درباره فيلم‌هاي جدي و سنگين و غني و معناگرا داده شده، زيرا اين رده و ژانري است كه از يك سو طرح‌هاي ساخت محصولات آن دائماً دستخوش تغيير مي‌شود و كمپاني‌ها، خود در اين زمينه ابهام دارند و اينك نمي‌دانند كه چه مي‌كنند و ثانياً چون هدف‌گذاري اصلي استوديو‌هاي فيلمسازي براي فتح جوايز عمده سينمايي سال از طريق اين فيلم‌هاي دراماتيك صورت مي‌پذيرد اصولاً مايل نيستند كه اطلاعاتي در اين خصوص به رسانه‌ها و مردم بدهند و براي اين كار ابتداي سال(ميلادي) را بسيار زود مي‌انگارد و اخبار كامل‌تر از اوايل و اواسط بهار مي‌رسد و فقط در اواخر بهار و ابتداي تابستان است كه مشخص مي‌شود كارهاي مورد نظر و ساخته شده كمپاني‌ها در اين‌گونه خاص و خطير فيلمسازي دقيقاً كدام آثار هستند و تازه در آن زمان است كه جزئيات و مشخصات كلي گفته و مسائل موجود در اين فيلم‌ها شكافته و به واقع مدعيان اسكارها و جوايز عمده ديگر مشخص و تم و روال‌شان مشخص مي‌شود.
با اين اوصاف فقط مي‌توان اطلاعات ذيل را درباره فيلم‌هايي داد كه اكثرشان از اواخر تابستان 1391 به بعد اكران مي‌شوند تا در ذهن راي دهندگان جوايز بزرگ، تازه‌تر و مطرح‌تر بمانند و بهتر بتوانند آراي لازم را بياورند و كارنامه مثبت استوديوها بيافزايند.
خلبانان سياهپوست
از 2 بهمن فيلم جديدي كه يكي از تهيه‌كنندگان اصلي آن جورج لوكاس معروف است، در جهان اكران شده كه نام آن «Red Tails» است و در آن كوبا گودينگ‌جونيور و ترنس هاوارد در داستاني كه پيرامون جنگ جهاني دوم و متمركز بر خلبانان سياهپوست حاضر در اين جنگ است، در رل اين خلبانان ظاهر شده‌اند.
از 6 دي 1391 نسخه تازه‌اي از «گتسبي بزرگ» به نمايش در مي‌آيد و اين در حالي است كه ورسيون اوليه 38 سال پيش با بازي رابرت ردفورد و سوزان ساراندون عرضه شد و بسيار موفق و خبرساز بود. در نسخه تازه‌اي كه از كتاب رمان مشهور اف. اسكات. فيتزجرالد در اين ارتباط ساخته شده و بينندگان را به دهه 1920 و زندگي‌هاي آرام ولي از هم گسيخته مردمان در گوشه‌اي از آمريكا مي‌برد، لئوناردو دي كاپريو رلي را بازي كرده است كه رد فورد در سال 1974 ايفا كرده بود.
ما عقب‌نشيني نمي‌كنيم
از 13 فروردين 1391 فيلم ديگري به نام «ما عقب‌نشيني نمي‌كنيم» دو مادر با بازي ويولا ديويس و مگي جيلن‌هال را در شرايطي به نمايش مي‌گذارد كه مي‌كوشند مدرسه در آستانه تعطيلي فرزندان خود را حفظ و در اين راه اهتمام كنند و مخارج لازم را براي اين مهم فراهم آورند. در اواسط آذر 1391 نيز فيلم جديد ديگري از استيون اسپيلبرگ اكران خواهد شد كه «لينكولن» نام دارد و تحقق طرحي است كه او سال‌ها در دست اقدام و اجرا داشت، اما به دلايل مختلف تا كنون قادر به اجراي آن نشده بود. اين فيلم درباره آبراهام لينكولن شانزدهمين رييس جمهوري آمريكاست كه سال‌ها پيش كوشيد برده‌داري را در اين كشور و به خصوص ايالات جنوبي آن برچيند. يكي از مسائلي كه باعث تاخير طولاني در تهيه اين فيلم شده بود، فراهم نبودن شرايط اجتماعي و سياسي براي اين مهم بود و ديگري ابهام و مشكل در يافتن بازيگري كه بتواند اين رل را به درستي ايفا كند. اسپيلبرگ كه در 4 ماه اخير دو فيلم تازه با نام‌هاي «ماجراهاي تن تن» و «اسب جنگي» را رو كرده، سرانجام بازيگر مورد نظرش را يافته و او را در رل لينكولن به بازي گرفته و وي داني‌يل دي لوييس معروف و عميق و بريتانيايي است كه همين حالا هم دو جايزه اسكار به خاطر فيلم‌هاي «پاي چپ من»(1989) و «خون به پا خواهد شد»(2005) را در كارنامه‌اش دارد و بعيد است كه سال بعد پس از اكران «لينكولن» تازه، او سومين مجسمه طلايي‌اش را نيز صيد نكند.
انتخاب ارجح
اسپيلبرگ در دل زمستان امسال و ماه‌ها قبل از اكران فيلم مي‌گويد: «اين پروژه‌اي بود كه بايد تهيه مي‌كردم و خوشحالم كه اين كار سرانجام صورت گرفته است. من بايد هنرپيشه‌اي مناسب را مي‌يافتم كه فكر مي‌كنم بهترين را هم يافته‌ام.»
براي يافتن ساير نفرات و فيلم‌هاي برتر و اصلي و جدي و دراماتيك و مدعي سال 2012 بايد همان‌طور كه پيشتر نيز گفتيم صبر پيشه كرد ولي اين نكته از حالا مشخص است كه طرح‌هاي اصلي و پروژه‌هاي غني و سنگين استوديوها بسيار سنگين‌تر و قطور‌تر و بيشتر از فهرست كوچكي است كه آمد.
منبع: Time
 

 

نگاهي به سرقت برج، فيلمي درباره بحران اقتصادي جهان
چگونه با «چشم‌بندي» مي‌توان پول به جيب زد!

مهرناز منتظري
«سرقت برج» بيشتر از آنكه بخواهد به بحران اقتصادي كنوني در سطح جهان بپردازد، قصد دارد مردم سراسر جهان را سرگرم سازد.
اثر جديد «برت راتنر» كه در ژانر كمدي قرار مي‌گيرد، درباره يك گروه همكار است كه هر كدام به سبك «برنارد لاورنس» سرمايه‌گذار بدنام مي‌خواهند سر ديگران ولو يكديگر را كلاه بگذارند و پيشرفت كنند.
فيلم پر از لحظه‌هاي شاد و مفرح است كه بار بيشتر آن بر دوش «ادي مورفي» است.
با همين گروه بازيگري و همين طرح مي‌شد فيلمي ساخت كه در آن بيشتر به درد و رنج مردمي پرداخت كه فريب خورده‌اند، شغل خود را از دست داده‌اند يا طي بحران اقتصادي سه سال گذشته جهان موفق شده‌اند به هر نحو ممكن زندگي خود را سرپا نگه دارند. اين فيلم مي‌توانست حتي كمدي هم باشد، اما راتنر و فيلمنامه‌نويسان‌اش يعني تد گريفين و جف ناتانسون ترجيح داده‌اند از بحران اقتصادي استفاده كنند تا طرحي را خلق كنند كه شرايط دشوار اقتصادي را مو به مو شرح مي‌دهد، اما به هر حال كلاهبرداري‌هايي كه در خلال آن صورت مي‌گيرد را نيز طبيعي و حتي قانوني قلمداد مي‌كند.
نخستين شات فيلم‌ شاتي متحير‌كننده است. نگاه دوربين مستقيماً روي چهره بنجامين فرانكلين كه بر اسكناس صددلاري نقش بسته فرود مي‌آيد. اين اسكناس درست در ته يك استخر شنا واقع در بالاترين بخش يك برج در گران‌ترين بخش منهتن افتاده است. سپس ناگهان آرتور شاو(آلن آلدا) ظاهر مي‌شود كه صاحب از خود راضي برج است و هميشه به زيردستان و مشتريان خود گوشزد مي‌كند كه تا چه حد خوش‌تيپ است.
يك جمع متفاوت
كاراكترهاي دوم فيلم در حد لازم ساخته و پرداخته نشده‌اند و شتابان از آنها گذر مي‌شود. آنان بيشتر شبيه رهگذراني هستند كه با شتاب از حاشيه معابر عبور مي‌كنند و مي‌روند، اما به هر حال نقش دوم اين داستان را جاش كواك(بن استيلر) بر عهده دارد. او از شراكت با شاو كه ذكر او رفت، لذت مي‌برد. او در واقع مانند كاپيتان اين كشتي كه همان برج متعلق به شاو است، عمل مي‌كند و كاركنان ساختمان كه تعدادشان اندك نيست، كاملاً تحت نظر او قرار دارند. او مسؤوليت رتق و فتق همه امور برج را بر عهده دارد و كوچكترين وقايع برج ولو خريد يك باتري براي يك دستگاه ويديو را زير نظر دارد. در طول فيلم در دقايقي شاهد هستيم كه او چگونه ملزم مي‌شود تا يك جوياي كار مشتاق به اسم انريكه(مايكل پنا) را استخدام كند و در مقابل فيتز هاگ را كه يكي از بورس‌بازهاي سابقاً موفق است، اخراج كند.
نفر بعدي داستان چارلي (بن افلك) است كه كارمندي ساعي و كوشاست و قرار است به زودي پدر شود. لستر نيز يكي ديگر از نقش‌هاي دوم فيلم است كه بازي آن برعهده استفان مك‌كينلي هندرسون است. او به يكي از دربان‌هاي ساختمان علاقه‌مند است كه مي‌گويد ظرف يك سال آينده دستكش‌ها را آويزان خواهد كرد و نگهباني را كنار خواهد گذاشت.
اما آنچه كه او از آن بي‌خبر است، آن است كه بازنشستگي او مشروط به وقايع ساختمان است و اينكه چگونه لستر مثل خيلي‌هاي ديگر حق بيمه او را به شاو محترم مي‌بخشد. در اين راه كلر دنهام (تي لئوني) كه يك مأمور ويژه است، نقش زيادي دارد. او شاو را به كلاهبرداري متهم مي‌كند. در اين بين جاش مسؤول مي‌شود تا به كاركنان ساختمان خبر دهد كه چگونه حق بازنشستگي همه آنها از بين رفته است. بعد از اينكه او، انريكه و چارلي به پنت هاوس شاو مي‌روند، جاش يك چوب گلف را برمي‌دارد و به جان فراري آلبالويي شاو كه كنار يك پيانوي بزرگ قرار گرفته است، مي‌افتد و آن را تكه‌تكه سرقت مي‌كند و در نهايت اين سه نفر مثل سه‌تفنگدار وارد مبارزه مي‌شوند.
شوخي و نه جدي
«سرقت برج» تنها در طول يكي، دو دقيقه مضموني جدي به خود مي‌گيرد. طي اين دقايق لستر كه از مردي كه تمام عمر به سختي براي او به خاطر هيچ چيز كار كرده است، مأيوس شده است، تصميم مي‌گيرد خود را روي ريل‌هاي يك مترو بيندازد و خودكشي كند. در اين سكانس هيچ لبخندي يا سرگرمي وجود ندارد، اما ناگهان اين صحنه تغيير مي‌كند و همه توجه مخاطب به يك مأمور اف.بي.آي جلب مي‌شود كه در يك بار در حالي كه بر اثر نوشخوارگي فراوان هوشياري خود را از دست داده، به جاش مي‌گويد كه شاو 20 ميليون دلار مخفي كرده است. جاش احساس مي‌كند اين مرد اطلاعات فراواني از چپاولي كه در برج مي‌شود، دارد. پس تصميم مي‌گيرد يك جنايتكار واقعي را استخدام كند تا به او كمك كند به حق خود برسد. اين جنايتكار اسلايد (ادي مورفي) است.
ادي مورفي 40 دقيقه در طول فيلم حضور دارد، اما تمام انرژي و سرگرم‌كنندگي فيلم نيز بايد درست به همين دقايق ختم شود، اما او در اين فيلم، خشن، ستيزه‌جو و در عين حال كمي شوخ است. چيزي كه مخاطبان او بعد از بازي‌هاي وي در كمدي‌هاي سبك و كودكانه چند سال اخير از او فراموش كرده بودند. اسلايد از زندان بيرون آمده تا به اين كارآموزان نوپا چيزهاي كوچكي را درباره جرم و جنايت بياموزد. او در خلال اين آموزش، كارآموزان خود را مجبور مي‌كند براي نشان دادن ارزش‌هاي خود دست به سرقت از يك فروشگاه بزنند.
در طول اين دقايق كه در واقع مورفي در حال حاكميت بر اين وقايع است، فيلم بهترين لحظات خود را سپري مي‌كند. با اين حال در برخي از لحظات لغزش‌هايي بنا به دلايلي وجود دارد. طوري كه حتي مورفي را هم خلع سلاح كرده و بار كميك كار فروكش مي‌كند. مسئله سرقت ناگهان بسيار جدي، دشوار و پر زحمت مي‌شود. هرچند كه اين كار نيز كامل انجام نمي‌شود و سازندگان فيلم نمي‌توانند اوج احساس خشم و بي‌عدالتي را كه بايد مضمون فيلم باشد، نشان دهند، اما به هر صورت مي‌توان تا حدودي چنين مضموني را مشاهده كرد.
يك پشت صحنه خوب
فيلمبرداري فيلم كه بسيار خوب انجام شده زير نظر دانته اسپيناتي به عنوان مدير فيلمبرداري بوده است. متن موسيقي فيلم را نيز كريستف بك نوشته است كه يكي از به ياد ماندني‌ترين آثار از دهه هفتاد به اين سو محسوب مي‌شود. فيلم پر است از ستاره‌هاي بازيگري كه از اين حيث نيز آن را متمايز از ساير فيلم‌هاي دو، سه دهه اخير مي‌سازد و تنها شايد فيلم‌هاي ياران اوشن بتوانند با آن برابري كنند. راتنر كار خود را با اشتياق و سبكي فراواني ارائه مي‌دهد كه اين فيلم را دوست‌داشتني و شيرين مي‌سازد. او حتي اگر در برخي از لحظات بازيگران نتوانسته‌اند درست كنار هم قرار گيرند، تلاش خود را مي‌كند تا از روي اين حوادث عبور كند. براي مثال برودريك نقش اندكي در كشيدن بار كميك فيلم دارد، اما از طرف ديگر پنا و افلك اصلاً قادر به انجام چنين كاري نيستند. درمقابل استيلر و مورفي هرچند نمي‌توانستند تعادل برقرار سازند، اما در خلق لحظات كميك مؤثر هستند. آلدا هم كه نقش يك غول ميلياردر مالي را دارد، با تسلط كامل نقش مردي را بازي مي‌كند كه اعتماد به نفس و اشتياق فراواني دارد و با گستاخي پيش مي‌رود. در كنار او بن استيلر هم كه نقش يك آدم روراست را دارد كه حس خوبي در قبال بي‌عدالتي ندارد، بازي خوبي ارائه داده است.
منبع: The Hollywood Reporter

بازيگر فيلم‌ كوبريك داور بخش فيلم‌هاي اول برلين شد

بازيگر فيلم‌هاي استنلي كوبريك و رابرت آلتمن داور جشنواره فيلم برلين شد.
به گزارش ايسنا، برگزاركنندگان شصت‌ودومين جشنواره فيلم برلين روز گذشته فهرست داوران بخش فيلم‌هاي اول را اعلام كردند. ماتيو مودينه، بازيگر سرشناس آمريكايي يكي از سه داور منتخب براي بخش فيلم‌هاي اول برليناله 2012 خواهد بود. وي كه سابقه بازي در فيلم «ژاكت تمام فلزي» استنلي كوبريك و همچنين «برداشت‌هاي كوتاه» رابرت آلتمن را دارد، آخرين نقش‌آفريني خود را در فيلم «شواليه‌ تاريكي برمي‌خيزد» بوده است. مورتيز رينكه رمان‌نويس آلماني كه در سال 1997 جايزه ادبي «پن» را دريافت كرد، ديگر داور جشنواره برلين در بخش فيلم‌هاي كوتاه خواهد بود. هانيا مرو از لبنان نيز كه رئيس انجمن سينمايي «متروپليس» است، عضو هيات داوران جشنواره برلين خواهد بود. شصت‌ودومين جشنواره برلين روز نهم فوريه با نمايش «بدرود ملكه من» از فرانسه ساخته بنو ژاكو آغاز مي‌شود. اين فيلم كه يك درام تاريخي است، بر اساس رماني به همين نام از چانتال توماس ساخته شده كه روزهاي آغازين انقلاب فرانسه را از نگاه خدمتكاران كاخ ورساي به تصوير كشيده است كه ناآرامي و شورش همه‌جا را فراگرفته و همه به‌ دنبال فرار هستند. همچنین برگزاركنندگان شصت‌ودومين جشنواره فيلم برلين روزگذشته فهرست 12 فيلم ديگر را براي حضور در بخش «فروم» اين رويداد سينمايي اعلام كرد. چهار فيلم از آمريكا، سه فيلم از ژاپن، سه فيلم از كامبوج و دو فيلم از آلمان به بخش جنبي «فروم» جشنواره برلين اضافه شدند.
 

 

«خاكستري» به پرده‌ سينماها رسيد

پروژه سينمايي «خاكستري» با نقش‌آفريني بازيگراني چون ليام نيسون، از دیروز ـ جمعه ـ به روي پرده سينماهاي جهان رسيد.
به گزارش ايسنا، ليام نيسون بازيگر ايرلندي‌تبار سينماي هاليوود در اين فيلم جانشين «برادلي كوپر» شده و درام خاكستري از 27 ژانويه (7 بهمن) سال 2012 به روي پرده سينماهاي جهان ‌رسيد. «خاكستري» توسط جوي كارناهان خالق آثاري چون «اي ـ تيم» در قالب آثار تريلر كارگرداني شده است. ريدلي اسكات سينماگر صاحب‌سبك، پروژه سينمايي «خاكستري» را با همكاري برادرش توني اسكات تهيه و توليد شده است. به نوشته كامينگ سون، حدود 34 ميليون دلار براي توليد «خاكستري» در نظر گرفته بود و يان جفرز براساس داستان كوتاهي با عنوان خاكستري فيلمنامه اين درام مهيج را به نگارش در آورده است. برادلي كوپر در اين پروژه سينمايي در قالب يك كارگزار اروپايي وارد آمريكا شده و درصدد بازاريابي خواهد بود اما به ناگاه سرمايه‌اش را ازدست‌رفته مي‌بيند. شركت فيلمسازي «اسكات فري» به عنوان تهيه‌كننده «خاكستري» معرفي شده و قرارداد پخش آن در كشورهاي فرانسه، بريتانيا، استراليا و آمريكاي لاتين به ثبت رسيده است.
 

 

انتخاب جاني‌دپ به عنوان بهترين بازيگر 10 سال اخير سينما

جاني دپ، بازيگر سرشناس آمريكايي به عنوان بهترين بازيگر سينماي جهان در 10 سال گذشته انتخاب شد.
به گزارش ايسنا، نشريه سينمايي IMDB در گزارشي فهرست بهترين بازيگران و بهترين فيلم‌هاي دهه اخير سينماي جهان كرد. «جاني دپ»، بازيگر فيلم‌هاي پرفروش «دزدان دريايي كارائيب» در رتبه اول بهترين بازيگران سينماي جهان قرار گرفته است. بازيگر آثاري چون «ادوارد دست قيچي»، «چارلي و كارخانه شكلات‌سازي»، «سوئيني تاد» و «آليس در سرزمين عجايب» عنوان پردرآمدترين بازيگر هاليوود را در اختيار دارد كه به‌ واسطه حضور در سري فيلم‌هاي ماجراجويانه «دزدان دريايي كارائيب» بالغ بر ‌350 ميليون دلار دستمزد دريافت كرده است. براد پيت و آنجلينا جولي، زوج سينمايي معروف هاليوود در رتبه‌هاي دوم و سوم قرار دارند. تام كروز، ناتالي پورتمن، كريستين بيل، اسكارلت يوهانسون، جنيفر آنيسيتون، كرا نايتلي و اما واتسون در رتبه‌هاي بعدي بهترين بازيگران سينماي جهان در 10 سال اخير نام گرفت. به گزارش هاليوود ريپورتر، فيلم «شواليه تاريكي» عنوان بهترين فيلم 10سال گذشته سينماي جهان را به دست آورد. فيلم‌هاي «دوني داركو»، «پالپ فيكشن»، «ارباب حلقه‌ها» و «هري پاتر»، «گرگ و ميش» و «پدرخوانده» در رتبه‌هاي بعدي قرار گرفته‌اند.
 

 

«هري پاتر» پرفروش‌ترين فيلم‌ سينماي ژاپن در سال 2011 شد

آخرين قسمت از سري فيلم‌هاي «هري پاتر» پرفروش‌ترين فيلم‌ سينماي ژاپن در سال گذشته ميلادي شد.
به گزارش ايسنا، انجمن سينماداران ژاپن در گزارشي اعلام كرد، مجموع فروش سينماهاي اين كشور در سال گذشته ميلادي ‌٣٤/٢ ميليارد دلار بوده است كه نسبت به سال پيش از آن حدود ‌١٨ درصد كاهش را نشان مي‌دهد. وقوع زمين‌ لرزه و سونامي در ماه مارس و از كار افتادن سه راكتور هسته‌يي فوكوشيما كه به تعطيلي بسياري از سينماهاي اين كشور براي چند هفته انجاميد، از مهم‌ترين عوامل كاهش فروش سينماهاي ژاپن در سال گذشته بوده است. به گزارش ورايتي، در سال ‌٢٠١١ تعداد شهروندان ژاپني كه به سالن‌هاي سينماهاي اين كشور رفتند، ‌١٤٥ ميليون نفر بوده است كه ‌١٧ درصد نسبت به سال پيش از آن كاهش را نشان مي‌دهد. براي چهارمين سال متوالي فيلم‌هاي ساخت كمپاني‌هاي ژاپني فروش بيشتري نسبت به كمپاني‌هاي هاليوودي داشتند و سهم ‌٥٥ درصدي را از كل فروش سينماي اين كشور به دست آوردند. «هري پاتر و هديه‌هاي مرگ» كه پرفروش‌ترين فيلم سال ‌‌٢٠١١ سينماي جهان نام گرفت، با پيشي گرفتن از «ارباب حلقه‌ها؛ بازگشت پادشاه» عنوان سومين فيلم پرفروش تاريخ سينما را به خود اختصاص داد.